25 فرهنگ

10473 مدخل


محدود

mahdud

۱. چیزی که حدونهایت داشته باشد؛ آنچه برای آن حدومرز تعیین شده باشد.
۲. کوچک؛ مختصر.
۳. ویژگی کسی که آزادی ندارد.
۴. (ادبی) ویژگی قصیده‌ای که نسیب ندارد.

کرا نمند، اندک، کران مند، کرانه پذیر

۱. بسته، تحدیدشده، متناهی، محصور
۲. اندک، کم
۳. قصیر، کوتاه
۴. تنگ ≠ بیپایان

bound, close , earthbound, finite, limited, narrow, parish-pump, restricted, small-scale, strait