محبوبیتلغتنامه دهخدامحبوبیت . [ م َ بی ی َ ] (ع مصدر جعلی ، اِ مص ) (از: محبوب + ئیت مصدری ) محبوب بودن . مورد مهر و دوستی بودن . معشوق بودن .
محجوبیلغتنامه دهخدامحجوبی . [ م َ] (حامص ) حالت و چگونگی محجوب . شرم . آزرم . حیا. خجالت و شرمساری و شرمگینی . (ناظم الاطباء) : ای دل محجوب بگذر از حجاب زانکه محجوبی حجاب جان بود.
modestiesدیکشنری انگلیسی به فارسیحالت ها، تواضع، عفت، فروتنی، شکسته نفسی، حیا، حجب، محجوبیت، امساک، ازرم