محتملدیکشنری فارسی به انگلیسیapt, contingent, feasible, liable, likely, meretricious, plausible, probable, prospective, uncertain
مهتمللغتنامه دهخدامهتمل . [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص ) نمام و سخن چین . (ناظم الاطباء). و رجوع به اهتمال شود.