محترمفرهنگ مترادف و متضادارجمند، باآبرو، بااعتبار، باشخصیت، بزرگوار، شخیص، شریف، حرمتدار، با حرمت، عزتمند، قابل احترام، عزیز، گرامی، گرانقدر، گرانمایه، متشخص، محتشم، معز، معزز، معظم، مک
محترمدیکشنری فارسی به انگلیسیhonorable, nice, respectable, reverend, sacred, upright, venerable, worshipful
حرمت داشتنلغتنامه دهخداحرمت داشتن . [ ح ُ م َ ت َ ] (مص مرکب ) محترم شمردن . توقیر. (تاریخ بیهقی ) : بازگو تا چگونه داشته ای حرمت آن بزرگوار حریم . ناصرخسرو.لیکن چو حرمت تو ندارد تو ا