محاسنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ریش، لحیه ۲. احسانها، حسنات، حسنها، خوبیها، فضایل، مناقب، نیکوییها، نیکیها ≠ سیئات
محاسنلغتنامه دهخدامحاسن . [ م َ س ِ ] (اِخ ) ابن عبدالملک بن علی بن نجاالتنوخی الحموی دمشقی صالحی ، مکنی به ابوابراهیم و ملقب به ضیاءالدین فقیه حنبلی و از پارسایان ژنده پوش بود و
محاسنلغتنامه دهخدامحاسن . [ م َ س ِ ] (ع اِ) ج ِ حسن برخلاف قیاس ، نیکوئیها و خوبیها. کردارهای نیکو و احسانها. خیرات و زیبائیها. (ناظم الاطباء). مقابل مَساوی : نیکوئیها و معایب و
محاسنفرهنگ انتشارات معین(مَ س ) [ ع . ] (اِ.) جِ حسن . 1 - نیکویی - ها، خوبی ها. 2 - موی صورت ، ریش و سبیل .
محاسنةلغتنامه دهخدامحاسنة. [ م ُ س َ ن َ ] (ع مص ) به نیکویی فخر کردن با کسی . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ).
محاسنیلغتنامه دهخدامحاسنی . [ م َ س ِ ] (اِخ ) سلیمان بن احمدبن سلیمان بن اسماعیل (1139 تا 1178 هَ . ق .) شاعر دمشقی مولد و مدفن به نیابت محاکم و امامت و خطابت در جامع اموی دمشق ق
محاسنیلغتنامه دهخدامحاسنی . [ م َ س ِ ] (اِخ ) موسی بن اسعدبن یحیی بن ابی الصفاء متوفی به سال 1173 هَ . ق فاضل دمشقی در ادب و فقه حنفی دستی داشت . در جوانی به قسطنطنیه شد و آنجا د
محاسنیلغتنامه دهخدامحاسنی . [ م َ س ِ ] (اِخ ) محمدبن تاج الدین بن احمد المحاسنی الدمشقی (1012 تا 1072 هَ . ق .) خطیب جامع اموی دمشقی و مردی شاعر بود و تعلیقه ها در حدیث بر صحیح م
محاسنیلغتنامه دهخدامحاسنی . [ م َ س ِ نی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به محاسن که بطنی است . (از انساب سمعانی ).
محاسنیلغتنامه دهخدامحاسنی . [ م َ س ِ نی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به محاسن که بطنی است . (از انساب سمعانی ).
محاسنةلغتنامه دهخدامحاسنة. [ م ُ س َ ن َ ] (ع مص ) به نیکویی فخر کردن با کسی . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ).
محاسنیلغتنامه دهخدامحاسنی . [ م َ س ِ ] (اِخ ) سلیمان بن احمدبن سلیمان بن اسماعیل (1139 تا 1178 هَ . ق .) شاعر دمشقی مولد و مدفن به نیابت محاکم و امامت و خطابت در جامع اموی دمشق ق
محاسنیلغتنامه دهخدامحاسنی . [ م َ س ِ ] (اِخ ) موسی بن اسعدبن یحیی بن ابی الصفاء متوفی به سال 1173 هَ . ق فاضل دمشقی در ادب و فقه حنفی دستی داشت . در جوانی به قسطنطنیه شد و آنجا د