مجهلغتنامه دهخدامجه . [ م ُج ْ ج َ / م َج ْ ج َ ] (اِ) گیاهی باشد مانند اسفناج وآن بیشتر در کنارهای جوی آب رویدو آن را در آش کنند و برغست همان است ، و با جیم فارسی هم آمده است
مژهلغتنامه دهخدامژه . [ م ُ / م ِ ژَ / ژِ / ژ ژَ ] (اِ) موی پلک چشم . مژگان . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از برهان ). هُدُب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). هُذب . (اقرب الموارد
مجحلغتنامه دهخدامجح . [ م َ / م َ ج َ ] (ع مص ) بزرگ منشی کردن . (آنندراج ) (از منتهی الارب )(از ناظم الاطباء). تکبر کردن . (از اقرب الموارد).
مجحلغتنامه دهخدامجح . [ م َ ج َ ] (ع مص ) خرسند و شاد شدن به ذکر کسی . (از آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). شادمان شدن به چیزی . (از اقرب الموارد).
مجه والغتنامه دهخدامجه وا. [ م ُج ْ ج َ ] (اِ مرکب ) آشی که با گیاه مجه سازند. (ناظم الاطباء). رجوع به مجه و مچه وا شود.
مجه والغتنامه دهخدامجه وا. [ م ُج ْ ج َ ] (اِ مرکب ) آشی که با گیاه مجه سازند. (ناظم الاطباء). رجوع به مجه و مچه وا شود.
مجهیلغتنامه دهخدامجهی . [ م ُ ] (ع ص ) بخیل . (آنندراج ). بخیل وآنکه چیزی به کسی ندهد. (ناظم الاطباء). || راه هویدا و روشن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || زن باردار ناشونده . (آ
جَهَّزَهُمفرهنگ واژگان قرآنمجهّزشان کرد (جهازهر متاع و يا چيزی است که قبلا تهيه شود ، و تجهيز به معناي حمل اين متاع و يا فرستادن آن است )