مجموعۀ همخانوادهcognate setواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از واژهها یا تکواژهای در زبانهای خواهر یا خویشاوند که نیای مشترک دارند
مجموعۀ نمایهگذارindexing setواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای که اعضای مجموعۀ مفروضی را نمایهگذاری کند
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن السری . مکنی به ابوالفتوح و ابن الصلاح و ملقب بمجدالدین از فضلای یگانه و حکمای فرزانه بوده است و هم از خانواده ٔ اجلاء علماء
باخلغتنامه دهخداباخ . (اِخ ) یوهان سباستین (1685 - 1750). باخ ، نام خانواده ای آلمانی است که در هنر موسیقی شهرت بسزائی داشتند و مشهورترین آنان یوهان سباستین میباشد که آثار موسی
قزبسواژهنامه آزاددختر بسه قزبس نامی زنانه در زبان ترکی است. قز در زبان ترکی به معنی دختر است. در مجموع قزبس به معنی دختربس است و در زبان فارسی هم دختربس نام دختر است. اگر تعداد
مهستانلغتنامه دهخدامهستان . [م ُ / م ِ هَِ ] (اِ مرکب ) مجلسی بود که پادشاهان اشکانی برای اداره ٔ امور مملکت با اعضای آن مشورت می کردند. این مجلس از مجموعه ٔ اعضای دو مجلس دیگر تش
اسپینزالغتنامه دهخدااسپینزا. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) اسپینوزا. باروخ . فیلسوف هلاندی ، مولد آمستردام 1632 م . وی از خانواده ای یهودی و متمول بود و علوم عالیه و زبانهای قدیم و مخصوصاً عبر