۱. حاصل اضافه شدن چند چیز به هم؛ جمع؛ کل.
۲. [قدیمی] گردآمده؛ گردآوردهشده.
۳. (اسم) [قدیمی] = مجموعه
۴. [قدیمی، مجاز] آسوده؛ راحت؛ خاطرجمع.
۵. (قید) [قدیمی] همگی؛ کلاً؛ جمعاً.
گردایش، هم فزون
۱. تمام، جمع، جمیع، کل، کلیه، همگی، همه
۲. بسامان
۳. آسودهخاطر، آسودهدل، خاطرجمع ≠ پریشان
۴. جمع، جمع شده، گردآمده ≠ پراکنده
aggregate, all, amount, ensemble, number, sum