809 مدخل
۱. جسمی که از گچ یا فلز بهصورت انسان یا حیوان درست کنند؛ پیکر.۲. [مجاز] نمونۀ کامل؛ نماد.
تندیس
۱. پیکره، تندیس، پیکر ۲. نماد، الگو ۳. اسوه، نمونه
figure, image, likeness, sculpture, statue
تمثال , صورة , معبود
heykel
بلاستيک , نحة
تمثال نصفي
دميت العرض
نحاة
بیحرکت ماندن، بیحرکت شدن
لسلی
مجسمه