غدد بزاقیلغتنامه دهخداغدد بزاقی . [ غ ُ دَ دِب ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سه زوج اند که در طرفین فک اسفل قرار گرفته اند و مایع مترشح خود را به وسیله ٔیک یا چند لوله به دهان میریزند
زبانلغتنامه دهخدازبان . [ زَ / زُ ] (اِ) معروف است و به عربی لسان گویند و بضم اول هم درست است . (برهان قاطع). جزوی گوشتین واقع در دهان انسان و بیشتر حیوانات که تواند حرکت کند و
بزاقسنگsialolith, salivary calculus, salivary stone, ptyalolithiasisواژههای مصوب فرهنگستانسنگی که در غده یا مجرای بزاقی تشکیل میشود
بزاقسنگسازیsialolithiasisواژههای مصوب فرهنگستانشرایطی که در آن بزاقسنگ در غده یا مجرای بزاقی تولید میشود
غده ٔ درقیلغتنامه دهخداغده ٔ درقی . [ غ ُدْ دَ / دِ ی ِ دَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) یا تیروئید ، این غده در حیوانات تعدادش زیاد ولی در انسان غده ٔ فردی است و در عین حال قرینه است در