مجرلغتنامه دهخدامجر. [ م ِ ج َرر ] (ع اِ) خاک کش .(دهار). ابزاری که بدان زمین را صاف و هموار می کنند. خاک کش . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). || ریسمانی کلفت که به دور چرخ
مجرلغتنامه دهخدامجر. [ م َ ](ع اِ) بچه ٔ شکم شتر و گوسپند و جز آن . آنچه در شکم حیوانات آبستن چون شتر و گوسفند است . (از اقرب الموارد). || سود و ربا. (منتهی الارب ) (از آنندراج
مجرلغتنامه دهخدامجر. [ م َ ج َ ] (ع اِمص )گرانباری گوسپند از بچه در شکم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بزرگی و گرانباری بچه در شکم گوسفند و لاغری و ناتوانی او برای
مجرلغتنامه دهخدامجر. [ م َ ج َرر ] (ع اِ) شاه تیر خانه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مجرلغتنامه دهخدامجر.[ م ُ ج ِرر ] (ع ص ) آن که می کفاند زبان شتر بچه را تا شیر نخورد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || کسی که نیزه بر بدنی فروبرده و نیزه
مجرأشةلغتنامه دهخدامجرأشة. [ م ُ رَ ءَش ْ ش َ ] (ع ص ) ابل مجرأشة؛ شتران پرشکم و فربه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط) . شتران سیر و فربه . (ناظم الاطباء).
مجردلغتنامه دهخدامجرد. [ م ُ ج َرْ رِ ] (ع ص ) آن که باز کند پوست را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آن که پوست برمی کند. (ناظم الاطباء). || برهنه کننده . (آنندراج ) (از منتهی ال
مجرداًلغتنامه دهخدامجرداً. [ م ُ ج َرْ رَ دَن ْ ] (ع ق )محضاً و فقط. || فرداً و منفرداً و تنها. || بطور برهنه و عریان . (ناظم الاطباء).