مجبةلغتنامه دهخدامجبة. [ م َ ج َب ْ ب َ ](ع اِ) جاده ٔ راه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). جاده و راه روشن و صاف . (ناظم الاطباء).
مجبهلغتنامه دهخدامجبه . [ م ُ ج َب ْ ب ِه ْ ] (ع ص ) کسی که می گیرد هر چیزی را. (ناظم الاطباء). کسی که هر چیزی را با خشونت می گیرد یاآن که رفتاری توهین آمیز دارد. (از فرهنگ جانس
مجبهلغتنامه دهخدامجبه . [ م ُ ج َب ْ ب ِه ْ ] (ع ص ) کسی که می گیرد هر چیزی را. (ناظم الاطباء). کسی که هر چیزی را با خشونت می گیرد یاآن که رفتاری توهین آمیز دارد. (از فرهنگ جانس
قلةالحزنلغتنامه دهخداقلةالحزن . [ ق ُل ْ ل َ تُل ْ ح َ ](اِخ ) موضعی است . مَجَبَه از بنی ربیعه در این موضع به دست منهال بن عصیبه ٔ تمیمی به قتل رسید. و شاعری درباره ٔ آن اشعاری دار
جادهلغتنامه دهخداجاده . [ جادْ دَ ] (ع اِ) معظم طریق و وسط آن . (اقرب الموارد). راه راست . ج ، جَوادّ. (مهذب الاسماء). شاه راه . راه بزرگ . گذر. معبر. جَرَجَه . جَرَج . مَجَبَّه