25 فرهنگ

2943 مدخل


مجاور

mojāver

۱. همسایه؛ کسی که در محلی نزدیک مسکن کس دیگر اقامت اختیار کند و در آنجا به ‌سر ببرد.
۲. آن‌که یا آنچه در کنار چیز دیگر قرار دارد.
۳. کسی که برای به دست آوردن ثواب در یک مکان مقدس اقامت دارد.

۱. جار، قریب، کنار، مشرف، همجوار، همدیوار، همسایه، همکوچه
۲. مقیم حرم، معتکف، مقیم
۳. ساکن

adjacent, about, by-, beside, besides, contiguous, near, nearby, hard, neighbor, neighboring, next, outside, tangent, toward, upon