مجاهداتلغتنامه دهخدامجاهدات . [ م ُ هََ / هَِ ] (ع اِ) جهادها و کارزارها در راه خدا. (ناظم الاطباء). ج ِ مجاهدة. و رجوع به مجاهدة و مجاهدت شود. || جنگ کردن با جد و جهد. || رنجها و
مجاهدالدینلغتنامه دهخدامجاهدالدین . [ م ُ هَِ دُدْ دی ] (اِخ ) لقب سلطان زین العابدین بن شاه شجاع است . (فهرست تاریخ عصر حافظ ج 1). زین العابدین بن شاه شجاع بن مبارزالدین محمدبن مظفر
مجاهدالرسولیلغتنامه دهخدامجاهدالرسولی . [ م ُ هَِ دُرْ رَ ] (اِخ ) علی بن داود المؤیدبن یوسف المظفر (706-764 هَ . ق .) از ملوک دولت رسولیه ٔ یمن است وی بعد از فوت پدر (721 هَ .ق .) به
خرازلغتنامه دهخداخراز. [ خ َرْ را ] (اِخ ) احمدبن عیسی الخراز صوفی ، مکنی به ابوسعید. او را «ماه صوفیان » میگویند (قمرالصوفیه ) او تصانیف بسیار در علوم صوفیان دارد و نیز اوراست
دیکسلغتنامه دهخدادیکس . (اِخ ) داروثیا لیند، بانوی امریکایی (1802-1887م .)و از پیشقدمان در نهضت درمان مخصوص برای دیوانگان . مجاهدات وی در تأسیس تیمارستانها مؤثر بود و در کاناد
بارق الالهیلغتنامه دهخدابارق الالهی . [ رِقِل ْ اِ لا ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) در تداول حکمت اشراق نوری است که بدنبال ریاضات و مجاهدات و اشتغال به امور علوی روحانی برای دریافت مجردات و
یبغولغتنامه دهخدایبغو. [ ی َ ] (اِخ ) برادرطغرل مؤسس سلسله ٔ سلجوقیان و داود است و این سه پسران میکال بن سلجوقند. بعد از مرگ سلجوق پسرش میکائیل با ترکمانان ... به جهاد پرداخت و
اطیوس آمدیلغتنامه دهخدااطیوس آمدی . [ اَ س ِ م ِ ] (اِخ ) ابوریحان بیرونی در الجماهر در ذیل کلمه ٔ الماس به کتاب اطیوس آمدی که آن را ابوالخیر بعربی نقل کرده اشاره می کندو مطالبی دربار