استعمال کلمهای در غیر معنی حقیقی خود که از جهتی مناسبت با معنی اصلی داشته باشد.
روا، پسندیده
۱. استعاره، غیرواقع، کنایه
۲. مزاج، طبیعت ≠ حقیقت
admissible, allowable, authorized, fair , figures of speech, image, lawful, licit, permissible, trope, welcome