مجاریلغتنامه دهخدامجاری . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مَجری ̍. محل جریان آبها. مجراها. (ناظم الاطباء) : اگر بهایی باشد به ثمن هر جوهر ثمین که ممکن بود حصیاتی که در مجاری انهار بیانش یابند
مجاریلغتنامه دهخدامجاری . [ م ُ ] (ع ص ) با هم رونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
مجاریعلغتنامه دهخدامجاریع. [ م َ] (ع ص ) ج ِ مُجْرِع ؛ ناقه ٔ اندک شیر. (آنندراج ) (ازمنتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
ریشهمجراroot channelواژههای مصوب فرهنگستانمجاری حاصل از خشک شدن ریشهها در خاک که دارای چگالی کم و مادۀ آلی زیاد است
genitourinaryدیکشنری انگلیسی به فارسیمجاری تناسلی و ادراری، جهآز تناسلی و ادراری، وابسته به دستگاه اداری تناسلی