مثناةلغتنامه دهخدامثناة. [ م َ ] (ع اِ) آنچه نوشته شود از غیر کتاب اﷲ یا کتاب اخبار بنی اسرائیل است که بعد موسی در آن تحریف کردند در حلال وحرام . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم
مثناةلغتنامه دهخدامثناة. [ م َ / م ِ ] (ع اِ) رسن از پشم یا از موی یا ازغیر آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). ریسمان بافته شده از پشم و از موی و
مثناةلغتنامه دهخدامثناة. [ م ُ ث َن ْ نا ] (ع ص ) حرفی که دو نقطه داشته باشد چنانکه گویند تاء مثناة در فوق و یاء مثناة در تحت . (از محیط المحیط). مؤنث مثنی [ م ُ ث َ ن نا ] یعنی
مسناةلغتنامه دهخدامسناة. [ م ُ س َن ْ نا ] (ع اِ) بندآب از پهلوی جوی . (دهار). بندآب . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بندروغ . سد. (ناظم الاطباء). چمن بند. بندآب از چمن . کناره ٔ آب
مصنعةلغتنامه دهخدامصنعة. [ م َ ن َ / ن ُ ع َ ] (ع اِ) آبگاه . (یادداشت مؤلف ). جای گرد آمدن آب باران . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آب انبار. مصنع. (منتهی الارب ). آبگیر. ج ،م
مؤناةلغتنامه دهخدامؤناة. [ م ُ ءَن ْ نا ] (ع ص ) مؤنث مُؤَنّی ̍. (از منتهی الارب ). رجوع به مؤنی شود.
مَثْوَاهُفرهنگ واژگان قرآنجايگاه او - منزلت او (اسم مکان از ماده ثوي يثوي ثواء و به معناي محل اقامت با استقرار است )
مَّکَّنَّاهُمْفرهنگ واژگان قرآنبه آنان قدرت و تمكين داديم - به آنان امكانات داديم (کلمه مکان به معناي قرارگاه هر چيز است از زمين ، و معناي امکان و تمکين ،قرار دادن در محل است . و چه بسا ، که
ذریبالغتنامه دهخداذریبا. [ ذَ رَی ْی َ ] (ع اِ) بتقدیم مثناة بر موحدة. قاله فی الشرح .(منتهی الارب ). عیب . || داهیة. سختی . بلا.
دوپیکرلغتنامه دهخدادوپیکر. [ دُ پ َ / پ ِ ک َ ] (ص مرکب ) مزدوج . مثناة. (یادداشت مؤلف ). || پرگاله .(شرفنامه ٔ منیری ). پاره و لخت . دوپاره : اگر دشمن تو دوپیکرشودسراپا ز تیغت د
دوبیتیلغتنامه دهخدادوبیتی . [ دُ ب َ / ب ِ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) (اصطلاح عروضی ) مثنات . مثنی . (السامی فی الاسامی ). مثناة. (زمخشری ). رباعی . (یادداشت مؤلف ). ترانه . (صحاح الف
ذخینولغتنامه دهخداذخینو. [ ] (اِخ ) قریه ای است بسه فرسنگی سمرقند. (الانساب سمعانی ) و یاقوت در معجم البلدان نام این قریه را ذخینوی بفتح اوّله و کسر ثانیه و بعد الیاء المثناه من
قراطاطلغتنامه دهخداقراطاط. [ ق َ ] (ترکی ، اِ مرکب ) ثمر درختی است به قدر فلفلی و در ترشی شبیه به زرشک و در افعال قریب بدان و شاید نوعی از آن باشد و اشتباه کرده کسی که آن را از زغ