مسرقلغتنامه دهخدامسرق . [ م ُ رِ ] (ع ص ) مسرق العنق ؛ کوتاه گردن . (منتهی الارب ). مسترق . و رجوع به مسترق شود.
levyدیکشنری انگلیسی به فارسیمالیات، وضع مالیات، خراج، مالیات بندی، وصول مالیات، باج گیری، تحمیل، مالیات بستن بر، جمع اوری کردن