متکمملغتنامه دهخدامتکمم . [ م ُ ت َ ک َم ْم ِ ] (ع ص ) فروگیرنده چیزی را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). فروگرفته . (ناظم الاطباء). || مدهوش و رفته عقل . (ناظم ا
متأمملغتنامه دهخدامتأمم . [ م ُ ت َ ءَم ْ م ِ ] (ع ص ) آزماینده . (ناظم الاطباء). || کسی که اراده ٔ ساختن چیزی می کند. (ناظم الاطباء). || مادر گیرنده و مادر خواننده . (آنندراج )
متکلمفرهنگ مترادف و متضاد۱. خطیب، سخنگو، گوینده، ناطق ۲. عالم کلام، کلامی ≠ مستمع، شنونده ۳. فیلسوف، فسلفهدان
متأمملغتنامه دهخدامتأمم . [ م ُ ت َ ءَم ْ م ِ ] (ع ص ) آزماینده . (ناظم الاطباء). || کسی که اراده ٔ ساختن چیزی می کند. (ناظم الاطباء). || مادر گیرنده و مادر خواننده . (آنندراج )