متوفرلغتنامه دهخدامتوفر. [ م ُ ت َ وَف ْ ف ِ ] (ع ص ) بسیار وفراوان و متعدد و افزون . (ناظم الاطباء). || تمام دریافته . به تمام حق رسیده : و او را دقایق علم و حکمت تعلیم کند و به
متوفرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. بسیار؛ فراوان؛ افزون.۲. آنکه تمام وقت و همت خود را صرف امری بکند.
متوارداًلغتنامه دهخدامتوارداً. [ م ُ ت َ رِ دَن ْ ] (ع ق ) از پی هم و از پس یکدیگر. (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.