متواهقلغتنامه دهخدامتواهق . [ م ُ ت َ هَِ ] (ع ص ) همراه در سفر. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). || همپایه و برابر. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع ب
متوافقدیکشنری فارسی به انگلیسیconcordant, concurrent, congenial, congruent, congruous, consonant, correspondent, harmonic, harmonious, nice
متوافقلغتنامه دهخدامتوافق . [ م ُ ت َ ف ِ ] (ع ص ) با هم یکی شونده و هم پشتی کننده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || موافق و متحد. (ناظم الاطباء). || به اصطلاح حساب د
متواقصلغتنامه دهخدامتواقص . [ م ُ ت َ ق ِ ] (ع ص ) آنکه به اوقص ماند. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که خود را به کوتاه گردن مانندکند. (ناظم الاطباء). و رجوع
متواقفلغتنامه دهخدامتواقف . [ م ُ ت َ ق ِ] (ع ص ) دو گروه که با هم به جنگ ایستاده شوند. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دشمن و حریف رویاروی . (ناظم الاطباء). و رجو
متواهبلغتنامه دهخدامتواهب . [ م ُ ت َ هَِ ] (ع ص )یکدیگر را بخشنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). به همدیگر بخشنده و عطا کننده و جوانمردی نماینده . (ناظم الاطبا
متواهسلغتنامه دهخدامتواهس . [ م ُ ت َ هَِ ] (ع ص ) شتاب رونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). شتابنده در رفتار. (ناظم الاطباء). و رجوع به تواهس شود.