متوالیلغتنامه دهخدامتوالی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) پیاپی شونده و پی در پی آینده . (غیاث ) (آنندراج ) (از منتهی الارب ). پیاپی و پی در پی و پیوسته و متصل و متعاقب و مسلسل . (ناظم الاطب
متوالیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ، مسلسل، مرتب، متعاقب، بعدی▲ دنبالهدار، ادامهدار، پشتدار، سریال پیاپی، پیدرپی، یکبند، پشتسرهم، مداوم، پیوسته، متداوم همبسته
متوالی 1serial 2, sequential 2واژههای مصوب فرهنگستانویژگی کاری که بر روی دادهها بهصورت پشتسرهم انجام میشود متـ . سری 2
متوالیاًلغتنامه دهخدامتوالیاً. [ م ُ ت َ یَن ْ ] (ع ق ) از پی هم و پی در پی و بدون انقطاع . (ناظم الاطباء).
متوالیةلغتنامه دهخدامتوالیة. [ م ُ ت َ ی َ ] (ع ص ) مؤنث متوالی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به متوالی شود.