متنوعهلغتنامه دهخدامتنوعه . [ م ُ ت َ ن َوْ وِ ع َ ] (ع ص ) گوناگون شونده . و نوع نوع شونده و اقسام اقسام شونده . (غیاث ) (آنندراج ): ملل متنوعه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مؤ
متنوعدیکشنری فارسی به انگلیسیcatholic, checkered, colorful, diverse, heterogeneous, miscellaneous, multifarious, variant, varied, variegated, various
حروشت امتهالغتنامه دهخداحروشت امتها. [ ] (اِخ ) مکانی است در شمال فلسطین که بواسطه ٔ اشخاصی که از انواع مختلفه و طوایف متنوعه در آن سکونت می ورزیدند بدین اسم نامیده شد و سیسرانیز در آن
خالدار ضرومیلغتنامه دهخداخالدار ضرومی . (اِخ ) وی از مشاهیر خطاطین است و در خطوط متنوعه مهارت زیاد داشت . تاریخ وفات وی به سال 1040 میباشد. (از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ص 2015).
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) دمنهوری . مولد و منشاء او مصر است . او یکی از علمای علوم عقلیه و نقلیه است و بالاخص در هیئت و حکمت و طب صاحب ید طولائی است و درعلوم متنو
اربعیناتلغتنامه دهخدااربعینات . [ اَ ب َ ] (ع اِ) ج ِ اربعین . || اربعینات فی الحدیث و غیره ، اما الحدیث فقد ورد من طرق کثیرة بروایات متنوعة ان رسول اﷲ صلی اﷲ تعالی علیه و سلم قال :
ارمیالغتنامه دهخداارمیا. [ اِ ] (اِخ ) (سِفْرِ...) نام کتابی است از توراة. (الفهرست چ مصر ص 34). ترتیب این کتاب در احکام نبوت های متنوعه و وعده های الهیه اش امری مشکل است ، اما ب