متنفرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نفرتدارنده؛ بیزار.۲. گریزان: ◻︎ من آزمودهام این رنج و دیده این زحمت / ز ریسمان متنفر بُوَد گزیدۀ مار (سعدی۲: ۶۴۸).