متنزهلغتنامه دهخدامتنزه . [ م ُ ت َ ن َزْ زَه ْ ] (ع اِ) جای مطبوع و دلگشا و زیبا. (از فرهنگ جانسون ). جای خوش نما و خوش آیند و دلپذیر و تفرجگاه . (ناظم الاطباء) . نزهت جای . ج ،
متنزهلغتنامه دهخدامتنزه . [ م ُ ت َ ن َزْ زِه ْ ] (ع ص ) پاک و پاکیزه و عاری از بدی و آلایش . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). رجوع به تنزه شود.
متنضحلغتنامه دهخدامتنضح . [ م ُ ت َ ن َض ْ ض ِ ] (ع ص )دور گردنده از آلایش و غیره . (آنندراج ). || کسی که خود را بیگناه نگاهدارد و آن که خود را از گناه پاک کند. (ناظم الاطباء). و
منزهفرهنگ مترادف و متضاد۱. پاک، پاکیزه، مقدس، مهذب، نظیف ۲. بری، مبرا ۳. پاکدامن ۴. بیآلایش ≠ ناپاک، نامنزه