متنزعلغتنامه دهخدامتنزع . [ م ُ ت َ ن َزْ زِ ] (ع ص ) شتابان . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به تنزع شود.
تنزعلغتنامه دهخداتنزع . [ ت َ ن َزْ زُ ] (ع مص ) شتافتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): رأیت فلاناً متنزعاً الی کذا؛ ای متسرعاً نازعاً الیه . (اقر
منتزعلغتنامه دهخدامنتزع . [ م ُ ت َ زَ ] (ع ص ) برکنده شده . (ناظم الاطباء) (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کنده . برکنده . از جای برکشیده . جداشده . (یادداشت به خط مرحوم دهخ
اتازونیلغتنامه دهخدااتازونی . [ اِ ] (اِخ ) (از اِتا، ملک ها + اونی ، متّحده ) نام مملکتی بزرگ واقع در آمریکای شمالی که آنرا دول متحده و جمهوری متحده نیز گویند. پایتخت این ملک واشن