متأبهلغتنامه دهخدامتأبه . [ م ُ ت َ ءَب ْ ب ِه ْ ] (ع ص ) تکبرکننده . (آنندراج ). متکبر و سرکش و نافرمان . (ناظم الاطباء). و رجوع به تأبه شود.
متشابهفرهنگ مترادف و متضاد۱. جور، شبیه، مانند، مشابه، همانند، همانند، همسان ≠ مختلف ۲. کلام غیرآشکار ≠ محکم ۳. همآوا ≠ همنویسه
لایۀ ابروارnepheloid layerواژههای مصوب فرهنگستانلایهای از آب در حوضۀ ژرفاقیانوس، بهپهنای 200 تا 1000 متر، شامل مقدار متنابهی رسوب معلق
متأبهلغتنامه دهخدامتأبه . [ م ُ ت َ ءَب ْ ب ِه ْ ] (ع ص ) تکبرکننده . (آنندراج ). متکبر و سرکش و نافرمان . (ناظم الاطباء). و رجوع به تأبه شود.
متابةلغتنامه دهخدامتابة. [ م َ ب َ ] (ع اِمص ) اقرار و اعتراف به پشیمانی . (ناظم الاطباء) (از اشتنگاس ).
متحابةلغتنامه دهخدامتحابة. [ م ُت َ حاب ْ ب َ ] (ع ص ) مؤنث متحاب . متحابه : سفارتخانه های دول متحابه ٔ دربار همایون . (مرآت البلدان از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به متحاب و متحا