متمهللغتنامه دهخدامتمهل . [ م ُ ت َ م َهَْ هَِ ] (ع ص ) درنگ کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ملایم و کاهل و آهسته . (ناظم الاطباء). و رجوع به تمهل شود.
متمهللغتنامه دهخدامتمهل . [ م ُ م َ هَِل ل ] (ع ص ) (از «ت م هَ ل ») دراز و راست و خوش اندازه . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
متمحللغتنامه دهخدامتمحل . [م ُ ت َ م َح ْ ح ِ ] (ع ص ) مکرنماینده و فریبنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مکار و حیله باز و فریبنده . (ناظم الاطباء). رجوع به
متأهللغتنامه دهخدامتأهل . [ م ُ ت َ ءَهَْ هَِ ] (ع ص ) صاحب اهل بیت و خداوند خانه و صاحب زن و فرزند. (آنندراج ) (غیاث ). صاحب اهل و عیال و خداوند خانه و زن و فرزند. (ناظم الاطبا
متأهللغتنامه دهخدامتأهل . [ م ُ ت َ ءَهَْ هَِ ] (ع ص ) صاحب اهل بیت و خداوند خانه و صاحب زن و فرزند. (آنندراج ) (غیاث ). صاحب اهل و عیال و خداوند خانه و زن و فرزند. (ناظم الاطبا