25 فرهنگ

831 مدخل


متمم

motammem

۱. آنچه باعث تکمیل و تمام شدن چیز دیگر باشد؛ تمام‌کننده؛ کامل‌کننده.
۲. نوشتۀ کوتاهی که به اصل یک متن اضافه می‌شود؛ ضمیمه؛ پیوست.
۳. (ادبی) در دستور زبان، کلمه‌ای که پس ازحرف اضافه قرار دارد؛ مفعول غیر صریح.
۴. بقیه؛ باقی‌مانده.

پایان بخش، رساگر

۱. الحاقیه، تکلمه، ضمیمه
۲. مکمل
۳. تتمه

complement, complementary, continuation, supplement