متملغلغتنامه دهخدامتملغ. [ م ُ ت َ م َل ْ ل ِ ] (ع ص ) گول نماینده خود را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که خود را گول و احمق بنمایاند. (ناظم الاطباء). و رج
لوسانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمتملقانه؛ از روی فریبکاری: ◻︎ اجل چون دام کرده گیر پوشیده به خاک اندر / صیاد از دور نک دانه برهنه کرده لوسانه (کسائی: لغت فرس: لوسانه).