متمایلفرهنگ مترادف و متضاد۱. خمیده، کج، مایل، معطوف، منحرف ۲. خواهان، راغب، شایق، گرونده، مایل ≠ متنفر
متمایلدیکشنری فارسی به انگلیسیable _, apt, disposed, fellow traveler, given, philo-, inclined, leaner, like , ready, willing
متمایللغتنامه دهخدامتمایل . [ م ُ ت َ ی ِ ] (ع ص ) به این طرف و آن طرف جنبنده . (ناظم الاطباء) : ای سپس مال و آز مانده شب و روزنیستی الاکه سایه ٔ متمایل . ناصرخسرو.جلوه کنان میروی
متمایلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت فت] متمایل موجب، منجربه، مایل منسوب، وابسته، بسته معطوف، متوجه مشروط (مفاد)
تَّزَاوَرُفرهنگ واژگان قرآنمتمایل میشود(از مصدرتزاور است به معناي تمايل که از ماده زور به معناي ميل گرفته شده . )