متلجملغتنامه دهخدامتلجم . [ م ُ ت َ ل َج ْج ِ ] (ع ص ) اسب لجام بسته . (آنندراج ) (منتهی الارب ).اسب لگام بسته . (ناظم الاطباء). رجوع به تلجم شود.
متأجملغتنامه دهخدامتأجم . [ م ُ ت َ ءَج ْ ج ِ ] (ع ص ) آتش زبانه زن . || روز سخت گرم . (آنندراج ). سخت گرم شده و سوخته . (ناظم الاطباء). || خشمناک . (آنندراج ). غضبناک و خشمگین
ملجملغتنامه دهخداملجم . [ م ُ ل َج ْ ج َ ] (ع اِ) موضع لجام . و گویند: حک باللجام ملجمه ؛ ای فاه . (از اقرب الموارد).
ملجملغتنامه دهخداملجم . [ م ُ ج َ ] (اِخ ) نام پدر عبدالرحمان مرادی قاتل حضرت علی بن ابیطالب (ع ) است : در نام نگه مکن که فرق است اززاده ٔ عوف و پور ملجم .خاقانی .
ملجملغتنامه دهخداملجم . [ م ُ ج َ ] (ع ص ) لگام کرده شده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به الجام شود.- ملجم گردانیدن ؛ لگام زدن . افسار زدن . مقید کردن : در موارد و
ملجملغتنامه دهخداملجم . [ م ُ ج ِ ] (ع ص ) لگام کننده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به الجام شود.
متأجملغتنامه دهخدامتأجم . [ م ُ ت َ ءَج ْ ج ِ ] (ع ص ) آتش زبانه زن . || روز سخت گرم . (آنندراج ). سخت گرم شده و سوخته . (ناظم الاطباء). || خشمناک . (آنندراج ). غضبناک و خشمگین
ملجملغتنامه دهخداملجم . [ م ُ ل َج ْ ج َ ] (ع اِ) موضع لجام . و گویند: حک باللجام ملجمه ؛ ای فاه . (از اقرب الموارد).