متلعلعلغتنامه دهخدامتلعلع. [ م ُ ت َ ل َ ل ِ ] (ع ص ) غلطنده از گرسنگی . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که می جنبد و در می غلطد. (ناظم الاطباء). رجوع به تلعلع
متلألالغتنامه دهخدامتلألأ. [ م ُ ت َ ل َءْ ل َءْ ] (از ع ، ص ) تابان و درخشان . (ناظم الاطباء). تابنده . درخشان . براق . رخشان . و رجوع به تلألؤ و ماده ٔ بعد شود.
متلألیلغتنامه دهخدامتلألی ٔ. [ م ُ ت َ ل َءْ ل ِءْ ] (ع ص ) روشن و تابان . اسم فاعل از تلألؤ که بر وزن تفعلل است رباعی مزید مأخوذ از لؤلؤ که به معنی مروارید است و این قسم اش
متلائملغتنامه دهخدامتلائم . [ م ُ ت َءِ ] (ع ص ) جراحتی که کفشیر پذیرد. (آنندراج ). به شده و شفا یافته . (ناظم الاطباء). سازگار. سازوار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تلاؤ
متلألالغتنامه دهخدامتلألأ. [ م ُ ت َ ل َءْ ل َءْ ] (از ع ، ص ) تابان و درخشان . (ناظم الاطباء). تابنده . درخشان . براق . رخشان . و رجوع به تلألؤ و ماده ٔ بعد شود.
متلألیلغتنامه دهخدامتلألی ٔ. [ م ُ ت َ ل َءْ ل ِءْ ] (ع ص ) روشن و تابان . اسم فاعل از تلألؤ که بر وزن تفعلل است رباعی مزید مأخوذ از لؤلؤ که به معنی مروارید است و این قسم اش
متلائملغتنامه دهخدامتلائم . [ م ُ ت َءِ ] (ع ص ) جراحتی که کفشیر پذیرد. (آنندراج ). به شده و شفا یافته . (ناظم الاطباء). سازگار. سازوار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تلاؤ