متفقینلغتنامه دهخدامتفقین . [ م ُت ْ ت َ ف ِ ] (اِخ ) در جنگ جهانی اول و دوم به کشورهای انگلستان و فرانسه و آمریکا و دیگر کشورهایی گفته می شد که با آلمان و یاران او می جنگیدند. مق
متقینلغتنامه دهخدامتقین . [ م ُ ت َ ق َی ْ ی ِ ] (ع ص ) آراسته شونده و آراسته . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آراسته وزینت داده شده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ ج
متقینلغتنامه دهخدامتقین . [ م ُت ْ ت َ ] (ع ص ، اِ) جمع عربی متقی در حالت نصبی و جری . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : از صادقین و فا طلب از قانتین ادب وز متقین حیا وز مستغفرین بیا
مرفقینلغتنامه دهخدامرفقین . [ م ِ ف َ ق َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ مرفق در حال نصبی و جری . دو مرفق . دو آرنج . رجوع به مرفق شود.
الکساندر اوللغتنامه دهخداالکساندر اول . [ اَ ل ِ رِ اَوْ وَ ] (اِخ ) پادشاه یونان (1833 - 1920 م .) پسر کنستانتین . بسال 1917 جانشین پدر گردید و در جنگ جهانی اول به متفقین پیوست .
دیپلغتنامه دهخدادیپ . [ ی ِ ] (اِخ ) شهری است در ولایت سن ماریتیم در شمال فرانسه در نرماندی کنار دریای مانش واقع است و در حدود 26427 تن سکنه دارد. در جنگ جهانی دوم قوای متفقین
مرسی مطروحلغتنامه دهخدامرسی مطروح . [م َ سا م َ ] (اِخ ) شهر و بندری است در مصر در حوالی برقة. در اوایل جنگ جهانی دوم به سال 1942 م . میان نیروی آلمان و متفقین جنگهایی در این نقطه روی
متحدینلغتنامه دهخدامتحدین . [ م ُت ْ ت َ ح ِ ] (اِخ ) این کلمه در جنگ جهانی اول به کشورهای آلمان و ترکیه و اتریش وجز اینها اطلاق می گردید که در برابر متفقین یعنی انگلستان و فرانسه