متفقدلغتنامه دهخدامتفقد. [ م ُ ت َ ف َق ْ ق ِ ] (ع ص ) گم شده را جوینده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). جوینده ٔ گم شده .(ناظم الاطباء). || گم کننده ٔ چیزی . (ناظم الاطباء). || م
متفقاًلغتنامه دهخدامتفقاً. [ م ُت ْ ت َ ف ِ قَن ْ ] (ع ق )به اتفاق . جمعاً. متحداً: متفقاً وارد خانه شدند.
متقدماًلغتنامه دهخدامتقدماً. [ م ُ ت َ ق َدْ دِ مَن ْ ] (ع ق ) هنگام پیشین و زمان سابق و از پیش . (ناظم الاطباء).
محاسبهلغتنامه دهخدامحاسبه . [ م ُ س َ ب َ / س ِ ب ِ ] (از ع ، اِمص ) محاسبة. شمار کردن . با کسی شمار کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). حساب برگرفتن و شمار کردن با کسی : آن را که
متفقاًلغتنامه دهخدامتفقاً. [ م ُت ْ ت َ ف ِ قَن ْ ] (ع ق )به اتفاق . جمعاً. متحداً: متفقاً وارد خانه شدند.
متقدماًلغتنامه دهخدامتقدماً. [ م ُ ت َ ق َدْ دِ مَن ْ ] (ع ق ) هنگام پیشین و زمان سابق و از پیش . (ناظم الاطباء).