متعاورلغتنامه دهخدامتعاور. [ م ُ ت َ وِ ] (ع ص ) دست به دست گرداننده ٔ چیزی را.(آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || بنوبت گیرنده . (آنندراج ) (ناظم ال
مُّتَجَاوِرَاتٌفرهنگ واژگان قرآنکنار هم (از معصومین علیهم السلام روایت شده که فرموده اند : "و في الارض قطع متجاورات " معنايش اين است که يک قطعه زمين در مجاورت قطعه ديگري است ، آن يکي حاصلخيز
متعارففرهنگ مترادف و متضاد۱. عادی، متداول، مرسوم ۲. رایج، معمول ≠ نامتعارف ۳. شناختهشده، مشهور ۴. غیراتمی (سلاح)، معمولی
مُّتَجَاوِرَاتٌفرهنگ واژگان قرآنکنار هم (از معصومین علیهم السلام روایت شده که فرموده اند : "و في الارض قطع متجاورات " معنايش اين است که يک قطعه زمين در مجاورت قطعه ديگري است ، آن يکي حاصلخيز