25 فرهنگ

721 مدخل


متعاقب

mote(a)'āqeb

پی‌درپی.
⟨ متعاقبِ: پس از؛ در پیِ.

به دنبال، در پ

۱. دنبال، دنباله، عقب
۲. درپی، درتعقیب، پیرو
۳. پشتسرهم، پیدرپی، متوالی، بهدنبالهم

consequent, eventual, pursuant, subsequent, successive, upon