۱. برابر؛ ترازمند.
۲. ویژگی کسی یا چیزی که حالت طبیعی دارد.
۳. بدون افراطوتفریط.
ترازمند
۱. همسنگ، هموزن، برابر
۲. ترازمند، تعادلدار
۳. دارای تعادل، دارای اعتدال، میانهرو
centrist, composed, even-tempered, medium, moderate, modest, reasonable, regular, tempered, well-adjusted