1511 مدخل
تظاهرکننده؛ ظاهرساز.
وانمودگر
۱. خودنما، ظاهرساز، متکلف، تظاهرکننده ۲. یاوریدهنده، همپشت
dissembler, dissimulator, fake, hypocrite, ostentatious, pretender, pretentious, prig, stuffy
(مُ تَ هِ) [ ع . ] (اِفا.) تظاهرکننده .
رژه رونده , راه پيما
منافق
goody-goody
name-dropper
priggish
holier-than-thou
متظاهر
متظاهرانه، مزورانه، منافقانه
رياکار , متظاهر , دورو , باريا
آرتی، متظاهر به هنر، هنرنما