متطابقلغتنامه دهخدامتطابق . [ م ُ ت َ ب ِ ] (ع ص ) اتفاق کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). موافق و مطابق . (ناظم الاطباء). و رجوع به تطابق شود.
کلاسيکيدیکشنری عربی به فارسیمطابق بهترين نمونه , ادبيات باستاني يونان و روم , باستاني , مربوط به نويسندگان قديم لا تين ويونان , رده اي , کلا سيک
conformsدیکشنری انگلیسی به فارسیمطابق است، همنوایی کردن، مطابقت کردن، وفق دادن، پیروی کردن، موافقت کردن