متضمنلغتنامه دهخدامتضمن . [ م ُ ت َ ض َم ْ م ِ ] (ع ص ) تاوان دهنده . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ضامن و کفیل و پذرفتار. (ناظم الاطباء). || آنچه شامل باشد و فراهم گیرد و بفهمان
متأمنلغتنامه دهخدامتأمن . [ م ُ ت َ ءَم ْ م ِ ] (ع ص ) کسی که بر وی اعتماد می کنند و وی را امین می گیرند. (ناظم الاطباء).
فَاحِشَةٍفرهنگ واژگان قرآنکارزشت - زنا - گناه کبيره ("فاحشة" به معناي هر عملي است که متضمن فحش يعني زشتي باشد ، ولي بيشتر در زنا استعمال ميشود ، پس مراد از ظلم ، ساير گناهان کبيره و صغير