متصدرلغتنامه دهخدامتصدر. [ م ُ ت َ ص َدْ دِ ] (ع ص ) در صدر جای نشیننده از مجلس . (آنندراج ). در صدر مجلس نشسته . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تص
متدرجاًلغتنامه دهخدامتدرجاً. [ م ُ ت َ دَرْ رِ جَن ْ ] (ع ق ) بطور آهستگی و تدریج و کم کم . (ناظم الاطباء). به تدریج . آهسته آهسته : متدرجاً پله های ترقی را طی خواهدکرد. (فرهنگ فار
ذومقراطیسلغتنامه دهخداذومقراطیس . [ ] (اِخ ) ذیمقراطس . فیلسوف یونانی . وی در مأئه ٔ پنجم پیش از میلاد می زیست . او دائم بدیوانگی بشر میخندید چنانکه هراقلیطس بر آن می گریست . وی می
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن یوسف بن محمدبن العباس مکنی به ابوالخیر و ملقب برضی الدین القزوینی الطالقانی . در نامه ٔ دانشوران آمده است که : در کتب ترا
متدرجاًلغتنامه دهخدامتدرجاً. [ م ُ ت َ دَرْ رِ جَن ْ ] (ع ق ) بطور آهستگی و تدریج و کم کم . (ناظم الاطباء). به تدریج . آهسته آهسته : متدرجاً پله های ترقی را طی خواهدکرد. (فرهنگ فار
metredدیکشنری انگلیسی به فارسیمتدر، اندازه گیری کردن، با متر اندازه گیری کردن، سنجیدن، بصورت مسجع و مقفی در اوردن