متشککلغتنامه دهخدامتشکک . [ م ُ ت َ ش َک ْ ک ِ ] (ع ص ) گمان کننده . (آنندراج ). شک دارنده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تشکک شود.
مُتَشَاکِسُونَفرهنگ واژگان قرآنافرادي که از بد خلقي هميشه با هم مشاجره داشته باشند (ازکلمه شکس - به فتح حرف اول و کسر حرف دوم - به معناي شخص بد اخلاق است .)