متشابهفرهنگ مترادف و متضاد۱. جور، شبیه، مانند، مشابه، همانند، همانند، همسان ≠ مختلف ۲. کلام غیرآشکار ≠ محکم ۳. همآوا ≠ همنویسه
متشابهلغتنامه دهخدامتشابه . [ م ُ ت َ ب ِه ْ ] (ع ص ) ماننده . (منتهی الارب ). مانندشونده و مانند. (آنندراج ). شبیه و مانند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).- حروف متشابه ؛ حروف
متشابهفرهنگ انتشارات معین(مُ تَ بِ) [ ع . ] 1 - (اِفا.) شبیه ، مانند یکدیگر. 2 - (اِ.) آیاتی از قرآن که علاوه بر معنی ظاهری قابل تعبیر و تفسیر است .
متشابهةلغتنامه دهخدامتشابهة. [ م ُ ت َ ب ِ هََ ] (ع ص ) مؤنث متشابه . مانند وشبیه و مشابه . ج ، متشابهات . (از ناظم الاطباء): قسم اول را اسماء متشابهة خوانند. (اساس الاقتباس ص 10)
متشابهاتلغتنامه دهخدامتشابهات . [ م ُ ت َ ب ِ ] (ع ص ، اِ) آیات مخفی المعنی . (آنندراج ) (غیاث ).- آیات متشابهات ؛ آیه هائی از قرآن مجید که دارای معانی باشند که حقیقت آن معلوم نباش
متشابهاتفرهنگ انتشارات معین(مُ تَ بِ) [ ع . ] (اِفا.) جِ متشابهه . ؛آیات ~ آیه هایی از قرآن که معنی آن ها بر مردم آشکار نباشد. مق آیات محکمات .
اسم متشابهلغتنامه دهخدااسم متشابه . [ اِ م ِ م ُ ت َ ب ِه ْ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به اسماء متشابهه شود.