مُتَشَاکِسُونَفرهنگ واژگان قرآنافرادي که از بد خلقي هميشه با هم مشاجره داشته باشند (ازکلمه شکس - به فتح حرف اول و کسر حرف دوم - به معناي شخص بد اخلاق است .)
متشابهفرهنگ مترادف و متضاد۱. جور، شبیه، مانند، مشابه، همانند، همانند، همسان ≠ مختلف ۲. کلام غیرآشکار ≠ محکم ۳. همآوا ≠ همنویسه
متشادفةلغتنامه دهخدامتشادفة. [ م ُ ت َ دِ ف َ ] (ع ص ) قوس متشادفة، کمان کج . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
متشارجاتلغتنامه دهخدامتشارجات . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) فتیات متشارجات ، دختران هم عمر و هم سن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
متشائملغتنامه دهخدامتشائم . [ م ُ ت َ ءِ ] (ع ص ) فال بدزننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). کسی که اندیشه ٔ بد می کند و بر بدی تفأل می زند، و
متشابرلغتنامه دهخدامتشابر. [ م ُ ت َ ب ِ ] (ع ص ) دو گروه با یکدیگر نزدیک شونده در حرب ، گوئی میان ایشان اندازه ٔ شبری مانده است . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).