متسلبلغتنامه دهخدامتسلب . [ م ُ ت َ س َل ْ ل ِ] (ع ص ) زن جامه ٔ سوک پوشنده بر شوی . (آنندراج ). زن بی شوهر شده ٔ عزادار ماتم کنان . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الم
متصلبلغتنامه دهخدامتصلب . [ م ُ ت َ ص َل ْ ل ِ ] (ع ص ) سختی کننده در کار: المتصلب فی اموره . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تشدد و تصلب شود.
متألبلغتنامه دهخدامتألب . [ م ُ ت َ ءَل ْل ِ ] (ع ص ) گردآمده و جمع شده . (آنندراج ). فراهم شده و گردآمده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تألب شود.
مسلبلغتنامه دهخدامسلب . [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) ناقه و زن بچه مرده یا ناتمام افکنده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مُسلّب . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و رجوع به مُسَلِّب شود
مسلبلغتنامه دهخدامسلب . [ م ُ س َل ْ ل ِ ] (ع ص ) ماده شتر و یا زن بچه مرده یا ناتمام افکنده . مُسْلِب . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و رجوع به مُسِلب شود.
متألبلغتنامه دهخدامتألب . [ م ُ ت َ ءَل ْل ِ ] (ع ص ) گردآمده و جمع شده . (آنندراج ). فراهم شده و گردآمده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تألب شود.
مسلبلغتنامه دهخدامسلب . [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) ناقه و زن بچه مرده یا ناتمام افکنده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مُسلّب . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و رجوع به مُسَلِّب شود
مسلبلغتنامه دهخدامسلب . [ م ُ س َل ْ ل ِ ] (ع ص ) ماده شتر و یا زن بچه مرده یا ناتمام افکنده . مُسْلِب . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و رجوع به مُسِلب شود.