متسعبلغتنامه دهخدامتسعب . [ م ُ ت َ س َع ْ ع ِ ] (ع ص ) دراز شونده مانند رشته از آب لزج و نحو آن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). لزج و چسبان و دراز و کشیده شده مانند انگبین و شرب
متثئبلغتنامه دهخدامتثئب . [ م ُ ت َ ث َءْ ءِ ] (ع ص ) سست و کاهل . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || تجسس کننده . (آنندراج ). تجسس کننده ٔ خبر خوش سودمند. (ناظم الاطباء). و رجوع به م
متصابلغتنامه دهخدامتصاب . [ م ُ ت َب ب ] (ع ص ) خورنده ٔ آب باقیمانده . (آنندراج ). کسی که می خورد آب باقی مانده در آوند را. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
مستعبرلغتنامه دهخدامستعبر. [ م ُ ت َ ب ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استعبار. آنکه خواب گزارد بر کسی جهت تعبیر کردن . (منتهی الارب ). حکایت کننده ٔ خواب و رؤیای خویش بر کسی و تعبیر آن
متاعبلغتنامه دهخدامتاعب . [ م َ ع ِ ] (ع اِ) رنجها و ماندگیها این جمع تعب است خلاف قیاس . (آنندراج ) (غیاث ). ج ِ متعب و متعبة. (اقرب الموارد). ج ِ متعب . (ناظم الاطباء) : و خود
متجعبلغتنامه دهخدامتجعب . [ م ُ ت َ ج َع ْ ع ِ ] (ع ص )اوفتاده . (آنندراج ). به روی در افتاده . (ناظم الاطباء). || مرده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطبا
متذعبلغتنامه دهخدامتذعب . [ م ُ ت َ ذَع ْ ع ِ ] (ع ص ) ترسنده از پری . (آنندراج ). ترسیده شده از جن و پری . (ناظم الاطباء). و رجوع به تذعب شود.
متسابقلغتنامه دهخدامتسابق . [ م ُ ت َ ب ِ ] (ع ص ) پیشی گیرنده بر یکدیگر. (آنندراج ). بر یکدیگر پیشی گیرنده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و رجوع به تسابق شود.