متروکاتلغتنامه دهخدامتروکات . [ م َ ] (ع ص ، اِ) ترکه . مرده ریگ .(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مأخوذ ازتازی ، اثاث البیت ، و هر چیز که پس از کسی باقی ماند خواه آنکس زنده باشد و یا
مخلفاتلغتنامه دهخدامخلفات . [ م ُ خ َل ْ ل َ ] (ع اِ) میراث و چیزهائی که به ارث گذاشته می شود و متروکات و اموالی که از کسی باقی می ماند. (ناظم الاطباء) : جملگی متروکات و مخلفات نا
وارثیلغتنامه دهخداوارثی . [ رِ ] (اِخ ) اردبیلی . صاحب تذکره ٔ صبح گلشن درباره ٔ او چنین آرد: وارثی اردبیلی متروکات شعراء سلف را خلفی وارث بوده و دیار سخن را خامه ٔ سنجیده طرازش