متروعلغتنامه دهخدامتروع . [ م ُ ت َ رَوْ وِ ] (ع ص ) ترسنده . (آنندراج ). ترسیده و ترسانیده شده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تروع شود.
متروکفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیرونق ۲. رها، واگذاشته، ول ۳. متروکه، ویران، خالی از سکنه ≠ آباد، مسکون ۴. خراب، خرابه ≠ آباد ۵. کهنه ۶. مردود، مطرود ۷. مهجور ≠ معمول