مترنیخ وینبورگلغتنامه دهخدامترنیخ وینبورگ . [ م ِ ت ِ ویم ْ ] (اِخ ) سیاستمدار معروف اتریشی (1773-1859 م .). او از 1806 تا 1809 م . سفیر اتریش در فرانسه بود. آنگاه صدراعظم اتریش گردید. در
مترنخلغتنامه دهخدامترنخ . [ م ُ ت َ رَن ْ ن ِ ] (ع ص ) چنگ درزننده و درآویزنده . (آنندراج ). آن که چنگ درمی زند و می آویزد. (ناظم الاطباء). || خوار و فرومایه و ذلیل . (از منتهی ا
مترنیلغتنامه دهخدامترنی . [ م ُ ت َ رَن ْ نی ] (ع ص ) آن که پیوسته نگرد به سوی محبوب خود. (آنندراج ). عاشقی که پیوسته به معشوق خود می نگرد. (ناظم الاطباء). و رجوع به ترنی شود.
مترنیخ وینبورگلغتنامه دهخدامترنیخ وینبورگ . [ م ِ ت ِ ویم ْ ] (اِخ ) سیاستمدار معروف اتریشی (1773-1859 م .). او از 1806 تا 1809 م . سفیر اتریش در فرانسه بود. آنگاه صدراعظم اتریش گردید. در
بیللغتنامه دهخدابیل . [ ب ِ ] (اِخ ) ماری - هانری . نام مستعار استندال نویسنده ٔ فرانسوی (1783 - 1842 م .) در ارتش ناپلئون خدمت میکرد، و در لشکرکشی به ایتالیا و روسیه شرکت داشت
فرانسهلغتنامه دهخدافرانسه . [ ف َ س ِ ] (اِخ ) کشوری است که در آخرین قسمتهای غربی قاره ٔ اروپا بین 51 درجه و 9 دقیقه تا 42 درجه و 23 دقیقه ٔ عرض شمالی واقع است و طول جغرافیایی آن
مترنخلغتنامه دهخدامترنخ . [ م ُ ت َ رَن ْ ن ِ ] (ع ص ) چنگ درزننده و درآویزنده . (آنندراج ). آن که چنگ درمی زند و می آویزد. (ناظم الاطباء). || خوار و فرومایه و ذلیل . (از منتهی ا
مترنیلغتنامه دهخدامترنی . [ م ُ ت َ رَن ْ نی ] (ع ص ) آن که پیوسته نگرد به سوی محبوب خود. (آنندراج ). عاشقی که پیوسته به معشوق خود می نگرد. (ناظم الاطباء). و رجوع به ترنی شود.